-
معنی رنگ گلها در تحفه دادن به معشوق
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1391 22:58
روانشناسی در تمام کشورها برای اینکه عاشق و معشوق بتوانند احساسات خود را به یکدیگر منتقل کنند از راههای زیادی استفاده می کنند با صحبت کردن ، نامه نوشتن ، نگاه کردن ... در تمام کشورها برای اینکه عاشق و معشوق بتوانند احساسات خود را به یکدیگر منتقل کنند از راههای زیادی استفاده می کنند با صحبت کردن ، نامه نوشتن ، نگاه کردن...
-
زندگی
یکشنبه 7 اسفندماه سال 1390 21:11
زندگی قشنگ ترین واژه ء انسان است . انسانی فردا دستاوردی بدست می آورد, که امروز رویایی داشته باشد. جهنم خدا در سرای آخرت , جزای انسانهای است که در این دنیا بد زندگی می کنند. هیچ چیز در دنیای هستی بعد از خدا زیباتر از انسان نیست . اگر تو برای فرداهایت فکر نکنی ,شیاطین برای تو فکر میکنند . تا تصمیمی اتخاذ نشود, انسان...
-
سخنان بزرگان جهان
یکشنبه 7 اسفندماه سال 1390 21:09
فکر می کنی آدم کوچکی هستی؟ در حالی که دنیای یزرگی در درون توست.(علی (ع)) "اگر ذهن شاد باشد، نه تنها بدن بلکه کل جهان شاد خواهد بود. بنابراین باید بفهمید که چطور باید خود را شاد نگه دارید. اینکه خواهید بدون پیدا کردن خودِ واقعیتان دنیا را اصلاح کنید مثل این میماند که کل دنیا را با یک چرم بپوشانید تا از درد راه...
-
سخنان بزرگان
یکشنبه 7 اسفندماه سال 1390 20:58
مشکل ترین کارها این است که انسان خود را بشناسد و آسانترین کارها این است که از دیگران عیب جویی کند.(( لردآویبوری )) وقتی مردم از کسی تعریف می کنند کمتر کسی باور می کند، ولی وقتی که از کسی بدگویی می کنند همه باورشان می شود.(( ؟ )) اگر ما دیگران را در سختیها و گرفتاریها دلداری دهیم، خود نیز آرام می شویم.(( آبراهام لینکلن...
-
بازسازی دنیا - داستان جالب
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 22:23
پدر روزنامه می خواند .اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد.حوصله ی پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را-که نقشه ی جهان را نمایش می داد- جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش داد. -"بیا ! کاری برایت دارم . یک نقشه ی دنیا به تو می دهم .ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست بچینی ؟" و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.می دانست...
-
دعای خیر پدر
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 22:17
مرد جوانی ،از دانشکده فارغ التحصیل شد . ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی ، پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود واز ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد . بالا خره روز...
-
داستان - هر مانعی می تواند یک شانس باشد
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 22:13
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردندکه این چه شهری است که نظم ندارد . حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این...
-
چهارده نور مقدس
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 13:47
-
اخلاق
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:20
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند...جواب داد اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1 اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10 اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100 اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک...
-
داستان - دو گرگ
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:19
دو تا گرگ بودند که از کوچکی با هم دوست بودند و هر شکاری که به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یک غار با هم زندگی می کردند. یک سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست که این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته مانده لاشه های شکارهای پیش مانده بود خوردند که برف بند بیاید و پی شکار بروند اما برف بند نیامد و آنها ناچار...
-
داستان - نواسه و پدر بزرگ
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:17
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت . بالاخره پرسید : - ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟ پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت : - درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی . پسرک با...
-
مشعل
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:14
مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟ فرشتـه جواب داد: می خواهم با این مشعـل بهشت را آتش بـزنم و با این سطل آب، آتش های جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا...
-
بهشت و جهنم
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:13
فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد. خداوند پذیرفت و او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف دیگ بزرگ غذا نشسته بودند همه گرسنه نا امید و در عذاب بودند هر کدام قاشقی داشت که به دیگ می رسید ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود به طوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند...
-
داستان - آرزوهایی که حرام شدند
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:12
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم. لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا......
-
داستان - آرزوهایی که حرام شدند
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:12
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم. لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا......
-
آرزوهایی که حرام شدند
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:12
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم. لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا......
-
داستان - در جستجوی خدا:
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:11
یک نفر دنبال خدا می گشت،شنیده بود که خدا آن بالاست و عمری دیده بود که دستها رو به آسمان قد می کشد.پس هر شب از پله های آسمان بالا می رفت، ابرها را کنار می زد،چادر شب آسمان را می تکاند ، ماه را بو می کرد و ستاره ها را زیر ورو او می گفت: خدا حتما یک جایی همین جا هاست. و دنبال تخت بزرگی می گشت به نام عرش؛ که کسی بر آن...
-
مرد سنگ شکن
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:08
روزی روزگاری سنگ شکن فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده می گذرانید.روزی با خود گفت:"آه!اگر می توانستم ثروتمند شوم،آن وقت می توانستم استراحت کنم." فرشته ای در آسمان پرسه می زد. صدایش را شنید و به او گفت:" آرزویت اجابت باد"همین طور هم شد. سنگ شکن فقیر ناگهان خود را...
-
کمک به رقباء
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:05
یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقهها، جایزه بهترین غله را به دست میآورد و به عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقهمند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته عجیب و جالبی روبرو شدند .... این کشاورز پس از هر...
-
داستان - بهشت
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:03
در اولین جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست که کسی را بیابیم که تا به حال با او آشنا نشده ایم، برای نگاه کردن به اطراف ایستادم، در آن هنگام دستی به آرامی شانهام را لمس نمود، برگشتم و خانم مسن کوچکی را دیدم که با خوشرویی و لبخندی که وجود بیعیب او را نمایش میداد، به من نگاه میکرد. او گفت:...
-
داستان - بودا و زن هرزه:
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 11:01
بودا به دهی سفر کرد . زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد. بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد . کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت: این زن، هرزه است به خانهی او نروید . بودا به کدخدا گفت: یکی از دستانت را به من بده، کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت ....
-
ملا نصرالدین و دی
جمعه 28 بهمنماه سال 1390 10:59
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد . بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد . همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟ ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت ... ... چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ،...
-
رازهای موفقیت
چهارشنبه 26 بهمنماه سال 1390 13:07
وقتی انگیزه باشد ناممکن وجود ندارد اگر راه های کسب درآمد آسان بود همه مردم پولدار بودند اما موضوع این است که شما مثل بقیه مردم نیستید و برای شما که انگیزه دارید هر مانعی از سر راه برداشته می شود. بعضی وقتها شانس آهسته در می زند، مواظب باشید گاهی وقتها دوستی از روی صداقت به ما پیشنهاد همکاری می دهد و ما آن را یک شوخی...
-
فراز هایی از سخنان امام حسین(ع)
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 22:43
۱) از دو نفـری که میان آنها نزاعی واقع شود و یکـی از آن دو رضایت دیگری را بجویـد، سبقت گیـرنده اهل بهشت خواهد بود. ۲) رستگار نمی شوند مـردمـی که خشنـودی مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد. ۳) به درستی که شیعیان ما قلبشان از هر ناخالصی و حیله و تزویر پاک است. ۴) کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از...
-
پیام هایی از سخنان امام حسین علیه السلام
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 21:35
فرق بین شیعه و دوستدار بودن شخصی به امام حسین علیه السلام عرض کرد: یا ابن رسول الله من از شیعیان مخصوص شمایم. حضرت به او فرمودند: ای بنده خدا، طبق ادعایی که هم اکنون کردی، باید همانند ابراهیم خلیل علیه السلام از قلب سلیم برخوردار باشی؛ چون خداوند متعال درباره ایشان می فرماید: «و از شیعیان او حضرت ابراهیم است؛ زیرا با...
-
50 حدیث از امام حسین (ع)
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 21:17
حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند: لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد (تحف العقول ، ص 251) حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند: أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما...
-
از سخنان امام زین العابدین علیه السلام
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 18:06
حقیقت عمر ای مردم! پرهیزکاری خدای کنید و بدانید که به سوی او باز می گردید و هرکس آن چه کردار نیک و بد کرد، برابر خود یابد؛ هرچند خوش تر آن دارد که میان او و آن کردار بد در قیامت فاصله ای بسیار دور باشد... وای بر تو ای آدمی زاده ی غافل! که از تو غافل نباشند. به راستی که مرگ شتابنده ترین چیزها به سوی توست و به درستی که...
-
سخنان امام زین العابدین علیه السلام
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 18:03
گزیده ای از سخنان گهربار امام علی زین العابدین علیه السلام [بخش 1] مدیریت سایت احادیث امام سجاد (علیه السلام) حضرت سجاد (علیه السلام) : درانجام وظیفه سنگین تربیت فرزند ، از خداوند بزرگ استمداد می نمود و در ضمن دعاهای خود در پیشگاه الهی عرض میکرد ، بار خدایا مرا درتربیت وادب ونیکوکاری فرزندانم یاری و مدد فرما. الحدیث...
-
گزیدهای از سخنان امام صادق (ع)
شنبه 22 بهمنماه سال 1390 23:13
گذر عمر جوانى (فرصت نیکو ) و (نسیم رحمت) است که باید به خوبى از آن بهره جست و با زیرکى , ذکاوت و تیز بینى آن نعمت خداداد را پاس که این فرصت, (ربودنى) و (رفتنى) است وضایع ساختن آن, چیزى جزغم, اندوه و پشیمانى را براى دوران پس ازآن به ارث نمى گذارد. زندگى کوتاه است و راه کار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمایه گرانبهاى ما...
-
چهل نکته ناب از سیره پیامبر (ص)
شنبه 22 بهمنماه سال 1390 22:48
دائماً متفکر بود اکثر اوقات ساکت بود خلقش نرم بود کسی را تحقیر نمیکرد دنیا و ناملایمات هرگز او را به خشم نمیآورد حقی پایمال میشد از شدت خشم کسی او را نمیشناخت تا اینکه حق را یاری کند هنگام اشاره به تمام دست اشاره میفرمود وقتی خوشحال میشد چشمها را به هم مینهاد بیشتر خندههای آن حضرت تبسم بود میفرمود حاجت...